تبلیغات
دل نوشته های امیر علی خان
دل نوشته های امیر علی خان



> >

سوال

به نام یزدان

از دل وجان گرامی تر هم آیا هست؟ دیده و دست آری...
ز دل و جان گرامی تر دیده و دست...
هیچ دانی که گنجینه ی دست چه نهفته گوهریست؟
هیچ دیده ای که دیده ی مست جایگه دلبریست؟
بی شک چه گران بار نعمتی است دیده و دست
بقیه ش توادامه مطلبه
چه مهربان خدایی در قلب انسان ها هست
که دریغ نکرده است این دو نگین بر هر که هست
گر دیده نباشد،دل،بینا تر است
گر دست نباشد،دیده کار آی تر است
اگر روزی درآید که نباشد این دو نگین
دگر چه داریم روی زمین؟
دگر چه لطفی هست از یار مهین؟

اگر این دو نباشد،دلی هست مست مست
بی نیاز از دیده و دست و هر چه هست
دلی که با دلدادگان داده دست
دلی که بر روح دیگران برده دست
دلی که همگان را در تاریکی می بیند
دلی که پنهانی دست دلدار را می گیرد
دلی که از شوق وصال لرزان است
دلی که از فرط قربت سوزان است

ای که به دیده و دست خود دل بسته ای
ای که به خیالت عاشق و دل خسته ای
نظری کن به دلی که گر دم زند
آتشی بر دل ها زند
دلی که گر برآید،سیل اخلاص بسی آسیب بر خرمن دلهامان زند....

این شعر به یاد هادی، دانشجوی رشته ی مطالعات خانواده سروده شد.

به پازل های چند تکه دقت کردی؟ خوشا به حال کسایی که پازلشون تا تکه آخر جور میشه و تصویری از زندگیشون بدست میاد.توی بازی پازل اگه یه تکه ی کوچیک پیدا نشه،نه میشه جایش را با چیز دیگری پر کرد و نه به سادگی از این تکه گذشت!
همه بدنبال پر کردن جاهای خالی با اون تکه ها هستند و گاهی باید خودت بدنبال اون تکه ها باشی و گاهی هم یکی پیدا میشه که یکی از اون تکه ها را برات بیاره؛که اون یه نفر میشه یک تکه از پازل زندگی تو...
سختی های پیدا کردن تکه و چیدن اونا کنار هم،برای همه هست و کسی نمیتونه تصمیم بگیره که نمیخواد پازلش را بچیند ولی در این میان چقدر اخساس خوبی داره که بدونی تکه ای از پازل زندگی کسی هستی... و همیشه غبطه این را خوردم که چنین احساسی نداشتم و حسودی این را داشتم که تو تکه ای از پازل زندگی چندین کس بودی و از این به بعد،شاید به تعداد تکه های پازل زندگی خودت خواهی بود...!

یادی از دوست عزیزم یحیی.


فراموش نکنیم که این دوستان در کنار ما ولو ساکت و آرام زندگی می کنند. و من با گفتن این سخنان نه قصد دارم در مسند وعظ بنشینم و نه می خواهم کاسه ی داغ تر از آش بشوم.
ولی می خواهم بپرسم آیا توجه ما به این دوستان فرقی به حالمان میکند؟!  و شما را در امر جوابگویی مختار قرار می دهم.

سه شنبه 14 آذر 1391 توسط كمال نجفی | نظرات ()




mersad_a_v@yahoo.com

دانشگاه
همینطوری

دعوت
محرم
در خواست پوزش
عدالت
نژاد پرست نباشیم
روزه
بیچاره خدا
تئاتر
نوروز
ادامه ی اشتباهات من!
حتما من اشتباه میکردم
آنچه دیدم من
روز دانشجو
شعر امیرعلی
یرای ایرانی آباد

دی 1395
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392

امیرعلی خان
كمال نجفی

نسیم سبز
ورزش و زندگی
من و خدا
نسیم سحر
کوچه امید
sama
نازنین
به عشق دلم همیشه ولم
بفرمایید وبلاگ
نوشته هایی از دل
پروکسیما
برای من و عزیزم تنها
عشق واقعی
رویای خیس
سما
تغییری باش که در جهان میخواهی
شبکه اجتماعی گروه ریاضی دانشگاه آذربایجان
english cottage
هنوزم نفسمی
رها
آهسته وارد شوید...
وستا
دخترک تنها
عشق و محبت
تلنگری بر روح
روزهای تنهایی
عطر باران
hiiiiiiiiiichiiiiiiiiiiiii
کلبه تنهایی من
یه جوون مثل علی اکبر
کتابدار جوان
ماه... ستاره ، مریخ و ما

بزرگترین مرجع دانلود دانشجویان
***وبلاگ تفریحی آبشار***

ازاین به بعد فقط مطالب انتقادی نوشته خواهد شد .آیا با ادامه کار این وبلاگ موافقید؟



بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد